بی پرده با مسعود ده نمکی

مسعود ده نمکی سال 1348 درآذربایجان شرقی، متولد شد سال 58 همراه خانواده به تهران آمد، خودش می گوید:" سال 64 به جبهه رفتم گردان سلمان لشکر 27 حضرت رسول و تا سال 67 در همان لشکر بودم، موقعی که به جبهه رفتم دوم دبیرستان بودم" از جبهه که بر میگردد در رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد ادامه تحصیل می دهد ، همزمان حوزه هم می خواند در مدرسه آقای شاه آبادی ، در سال 75 نشریه شلمچه را راه می اندازد دیگر مسعود ده نمکی را باید به عنوان یک روزنامه نگار شناخت سال 77 نشریه جبهه. سال 80 نشریه صبح ودر سال 82 از دنیای مطبوعات خارج می شودو مستند فقر وفحشا را می سازد، سال 84 فیلم کوتاه ضرب آخر و سال 85 هم اخراجی ها را که یکی از پر فروش ترین فیلم های تاریخ ایران بود وی در طول این 10 سال هم نگارش تحقیق مجموعه فرهنگ نامه اسارت و آزادگان را انجام داده است که 5 جلد منتشر شده که این مجموعه 50-60 جلدی می شود که در نوع خود منحصر به فرد است. مسعود ده نمکی یک بعد ازظهر پاییزی در دفتر سنتی خودکه بیشتر به دفتر نشریه می خورد پذیرای ما بود
مشق عشق:آقای ده نمکی شنیدیم دوباره می خواهید به مطبوعات برگردید درسته ؟
ده نمکی: بله همان صبح است که احتمال دارد به صورت ماهانه منتشر شود.
مشق عشق: این روند از جبهه تا مطبوعات و فیلم را چگونه می بینید، آیا در حال شدن بودید یا به دنبال علاقه ی خود می رفتید ؟
ده نمکی: نه مجبور بودیم، یعنی یک دهه مجبور بودیم تفنگ به دست بگیریم و بجنگیم، یک دهه قلم به دستمان بود در رسانه و مطبوعات و دهه 80 هم که شروع شد در وادی سینما وفیلم وارد شدیم و تغییر اینها بر اساس ذائقه مخاطب، اقتضائات زمانه، آشنا شدن با تکنولوژی یا مطالب دیگر ولی همه در راستای آرمانها و حرف هایی که از همان اول به دنبال آن بودم قرار دارد .
مشق عشق: شما می گویید آرمان ها را پیگیری کردید ولی در عین حال از واقعیت صحبت می کنید آیابين این دو تضادی وجوددارد یا نه ؟
ده نمکی: نه تضادی ندارد، گفتن واقعیت ها اصلا جزئی از آرمان هاست، هنر متعهدی که امام تعریف می کند می گوید: هنر متعهد هنری است که بیانگر جنگ فقر و غنا باشد، دفاع از مظلوم در برابر ظالم باشد، یعنی اگر هنر این کار را نکند هنر آرمان گرا نیست، گفتن این حرف ها و وقایع در جهت آرمان ها قرار دارد و بخشی از آن آرمان هاست.
مشق عشق: فکر نمی کنید این آرمان ها افول پیدا کرده باشد با تبدیل به واقعیت؟
ده نمکی: اصلا، نه، نزول که نکرده هیچ،بلكه حرفی را که دیگران نمی زنند داره مطرح می کنه.
مشق عشق: شما به عنوان یک هنرمند و فيلم ساز همیشه مدعی آرمان گرایی بوده اید و به نظر ما مثلا در «فقر و فحشا» و «کدام استقلال كدام پيروزي» با زبانی تلخ آرمانگراتر بوده اید تا در اخراجی ها با زبان طنز قبول داريد؟
ده نمکی: اینها همه ابزار است در مسیر همان آرمانها، اخراجی ها فیلم بسیار تلخی است. بر خلاف آنچه شما فکر می کنید گزندگی که اخراجی ها دارد بیشتر از فقر و فحشا است و در آن بیانیه هایی صادر مي شود که کمتر در مورد آن حرف زده شده است. شهید خرازی فرمانده لشکر امام حسین می گوید: مطبوعات جنگ را درشت می نویسنددرست نمی نویسند، اخراجی ها آمده بود درست بگوید و به خاطر همین هم با این همه واکنش مواجه شده است و چون خلاف جريان حرف زده است و همه ما باور کردیم یک جور دیگر حرف زده شده است اما مي بينند این بار یک جور دیگر حرف زده شده است جلز ولز می کنند.
مشق عشق: به نظر شما چرا کارگردانهای معروف ما شما را برنمی تابند؟
ده نمکی: البته این جور نیست کارگردانهای بزرگ سینما از لحاظ حرفه ای در دیدارهای خصوصی و غیره اتفاقاً خیلی هم برتابیدند اسم نمی خواهم ببرم. ولی برخی ها هستند که با آمدن نیروهای جدید جای خودشان را تنگ می بینند یا با آمدن یک سری حرف های جدید احساس می کنند که بالاخره این افکار عمومی ازآنها سؤال می کنند که بالاخره اگر این جوری بوده چرا به ما نگفته اند یا چرا یک بعد جنگ گفته شده است؟ من فکرمی کنم آدم های کوچک از آمدن من ناراحت شده باشند آدم های بزرگ این جوری نیستند، سینما مثل دریاست هر کسی از زبان و زاویه دید خودش موضوعی را مطرح می کند.
مشق عشق: به نظر من بهترین برخورد را با شما آقای حاتمی کیا داشته اند، این نشان دهنده بزرگی ایشان بوده یا کار شما بزرگ بوده؟
ده نمکی: بله آقای حاتمی کیا هم در دیدارهای خصوصی وهم در جاهای دیگر، متفاوت با دیگران بود خیلی منصفانه تر برخورد کرد.
مشق عشق: با اینکه شما از او انتقاد کردید؟
ده نمکی: آره، من به برخی از فیلم های ایشان انتقاد کردم، از قبل هم با ایشان سلام علیک داشتم همان زمانی هم که انتقاد می کردم با هم رفت و آمد داشتیم.
مشق عشق: در ساخت فیلم از ايشان هم مشورت می گرفتید؟
ده نمکی: نه! موقعیتش پیش نیامد.
مشق عشق: آقای ده نمکی شما یک جایی گفتید خودم را به دیوانگی می زنم تا حرف های درشتی بزنم! این یک حرکت بهلول وار است، خلاف جریان حرکت کردن، حالا که نظام ما یک نظام اسلامی است، یک نفر از بطن نظام پا شود و انتقاد کند از یک طرف خیلی خوب است از طرف دیگر جای سوال است، چرا تصمیم گرفتید این حرکت بهلول وار را انجام دهید، فیلم های شما هم خیلی تلخ است، داستان های بهلول هم همینطور؟
ده نمکی: حرف های جدی بر تابیده نمی شود به زبان جدی اگر بخواهی حرف بزنی اینقدر فشار به بعضی ها می آیدكه سد می شوند، من فکر کردم تو اخراجی ها، ما گزندگی ها را به زبان طنز لطیف تر بکنیم یا به گونه ای با خطوط قرمز بازی کنیم از آن عبور نکنیم ویژگی اخراجی ها این بود.
مشق عشق: ویژگی دیگری که اخراجی ها نسبت به دیگر فیلم ها داشت این بود که شما همه را نشان دادید مثلا لشکر عاشورای ما از آذربایجان بود که بزرگترین عملیات های ما را انجام دادند، شما دریک سکانس فیلم بالای چادر جمله آذربایجانی نوشته بودید "یا شاسین خمینی" این خیلی قشنگ بود منظور شمااز آن چی بود؟
ده نمکی: بارک الله! این نماد گزاری بود اصلا یک کتاب است در جستجوی مفهوم در فیلم، اگر کسی واقعا سینما را شناخته باشد در سینمای امروز در دنیا بجای اینکه صریح بیانیه صادر شود با نشانه گذاری حرف های اساسی زده مي شود مثل بوسیدن صلیب در سرباز رایان. نمی آید راجع به حضرت مسیح حرف بزند ولی یک جای فیلم بعد از 2 ساعت این کار را می کند همه بااو همزاد پنداری می کنند، شما در فیلم اخراجی ها نماز جماعت نمی بینید اما مقدمات آن را می بینید،مثل وضو و... ولی نماز جماعت را به این شکل نمی بینید یا همان چیزهایی که گفتید همه جا نمادگزاری شده مثلا در صحنه اعزام، آنجایی که حاج صالح می خواهد بیاید برود، روي ماشینش نوشته شده: استفاده شخصی ممنوع، ولی حتی حاضره با آن بره جبهه، اینها همه گوشه کنایه هایی است که مخاطب به فراخور حالش می فهمد.
مشق عشق: این نقطه قوت فیلم شما بود که در فیلم های دیگر کمتر دیده بودیم، آقای ده نمکی، این که همه اقشار را آمدید راه دادید به این موضوع، به قولی تابوها شکسته شد، عده ای وارد مقوله شدند که قبلا خارج بودند و شما آمدید راحت تر گفتید فکر شما چه بود و در استقبال مردم چه تاثیری داشت ؟
ده نمکی: بله، مردم خودشان را می دیدند، خیلی از رزمنده ها را دیدند، شهیدان را دیدند، همه جور آدم بوده، هم شیخ مرتضی تو محلشان بوده هم میرزا هم مجید، مردم چون اینها را دیدند باور کردند، بعد هم نیاز جامعه امروز ما این است، یعنی کاری که در جنگ هم نکردیم، امام می گفت مملکتی که 20 میلیون جوان دارد باید 20 میلیون تفنگدار داشته باشد چرا هیچ وقت محقق نشد آن موقع چون ما نتوانستیم غیر از بعد ایدئولوژیک ، ابعاد دیگر حس های مردم را بر انگیزانیم و مردم را بسیج کنیم، این نقد هایی که به آن دوران وارد است که آقایان نامه نوشتند به امام که مردم شوق آمدن به جبهه را ندارند، چرا ندارند، چون شما نتوانستید این حس را زنده کنید، یا بعد از جنگ نتوانستیم این حس پیروزی را به همه منتقل کنیم، جنگ شد مال یک عده ای که بیایند تابلو بزنند، پوستر بزنند و دوستش داشته باشند در صورتی که این افتخار مال همه است، کاری که من می خواستم بکنم این بود که مردم با دیدن این فیلم بفهمند که این جنگ مال همه است و این افتخار را حس کنند و بدانند این افتخار مال آنها است همین را می خواستم که ایرانی های مقیم آمریکا وغیره بیایند و بگویند دفاع مقدس ما، یا الان در مدارس ابتدایی نیز بچه های کوچک نیز با فیلم با دفاع مقدس ارتباط برقرار کردند، این چیزی بود که من فکر می کنم به لطف خداوند نتیجه داد یادر بحث وحدت ملی یک فیلم کاری می کند که صدای آمریکا دو سه بار علیه آن برنامه می سازد. که چی؟اخراجی ها! یعنی اینکه آی مردم اگر جنگ شد همه بیایید جبهه، آنها فهمیدند این نفهم ها در داخل نفهمیدند، خیلی ها پشت ارزش ها قایم می شوند علیه فیلم، مسلم است که اینها شعور درک فیلم را ندارند، که پیام های اینجوری فیلم را بگیرند! از فیلم فقط شوخی هایش را می گیرند، طنزش را می گیرند.
مشق عشق: در سینمای جنگ ما برای مخاطبین فیلم ساختیم نه برای جنگ،نه براي اينكه واقعاً جنگ به چه صورت بوده است درسته؟
ده نمکی: اصلا برای مخاطب هم نساخته اند، برای خودشان ساخته اند، یعنی یک عده ای دوست داشتند جنگ را آن جوری که خود تعریف بکنند تعریف کردند یعنی شاید فقط یک بعدش را. همه بعدهایش را نخواستند بگویند ، سلیقه ای با جنگ برخورد شد.
مشق عشق: به نظر شما برای کارگردانی فيلم جنگ فقط یک پروانه كارگرداني کافی است یا نه باید در جنگ بوده باشد یا چیز دیگری؟
ده نمکی: نه هیچ جای دنیا این طوری نیست، خیلی از فیلم ها در دنیا ساخته شده اند که هیچ کدام جنگ را ندیده اند، ولی می روند تحقیق می کنند خوب است كسي جنگ را دیده باشد بیاید فیلم بسازد، اگر این جوری باشد نسل بعدی نباید فیلم بسازد راجع به جنگ، چرا؟ به نظر من باید بسترهای تحقیق برایشان فراهم شود.
مشق عشق: مردم در این فیلم ها شما را فهمیدند؟ از فقر و فحشا گرفته تا اخراجی ها؟
ده نمکی: آره مردم فهمیدند، به خصوص در این سفرها که من می روم از این شهر به آن شهر، یا تو خیابون، کوچه و پس کوچه ها، مردم نشان می دهند آن حرف هایی را که می خواستم بزنم فهمیده اند.
مشق عشق: اخراجی های2 که گفتید می سازید حرف های جديدی دارد یا همین حرف ها را می خواهد بزند؟
ده نمکی : نمی دانم اخراجی های2 را هم باید دید. مقطع دیگری از جنگ را می خواهم تعریف کنم.
مشق عشق: بعد از جنگ؟

ده نمکی: نه هنوز تو جنگ است منتهی در جبهه نیست،در اسارت است .
مشق عشق: فکر نمی کنید جوان ها جنگ را خوب نفهمیدند یعنی بعضی ها اصلا نفهمیدند که جنگی بوده چون ما نبودیم تا آمدیم بزرگ شویم جنگ تمام شده بود.
ده نمکی: مقصر شما نیستید، مقصر آنهایی هستند که بایددرست تعریف می کردند با به عنوان ارزش برای شما طرح مي كردند، ولی همیشه شما محکوم هستید، طلبکارند.چرا نمی شناسید ، چرا احترام به این ارزش ها نمي گذارید.
مشق عشق: بازتابی هم از خانواده شهدا وایثارگران راجع به فیلم داشتید؟
ده نمکی:بله، بالاخره سلیقه ای است دیگر، خیلی ها خوشحالند، استقبال کردند بعضی ها هم انتقاد دارند بالاخره به یک فیلم هم انتقاد هست هم استقبال .
مشق عشق: ازفيلم بیاییم بیرون ما بعد از جنگ آمدیم یک سری مزایا برای ایثارگران در نظر گرفتيم و مثلا یک کار کوچک که فقط در حد طرح بود در بوق و کرناكرديم ولی هیچ وقت اجرا نشد از تلویزیون و رسانه ها اعلام شد و نظر مردم نسبت به ایثارگران تغییر کرد مقصر کیست ؟
ده نمکی: بالاخره این نگاهی است که کج سلیقگی دولتمردان ما بوجود آورد بعد از جنگ نیز این اتفاق افتاد من یادم می آید در سال اول بعد از جنگ مسئولین دولتی آن موقع مصاحبه می کردند و می گفتند همه رزمندگان بدون کنکور به دانشگاه می روند بعد دیدند که یک حرفی زدنددر جامعه بازتابی درست شده بعد از مدتی آمدند اصلاح کردند گفتند نه 40 درصد آنها می روند و بعد یک قانون دیگر تصویب کردند که هر کس 80 درصد نمره را کسب کند او می تواند وارد دانشگاه شود، خوب اگر کسی 80 درصد نمره را کسب کند زور می زند 20 درصد دیگر را نیز کسب مي کند که منت کسی سرش نباشد، ولی قبلی ما طرح می شود آن وقت دانشجویی که کنار صندلی او نشسته احساس می کند که اين حق او را گرفته است. در حالی که در همه دنیا برای کسانی سهمیه در نظر گرفته شده است که در جنگ نبوده اند یک سهمیه کوچک که آنها هم به دانشگاه بیایند اينها بودند که رفتند حفظ کردند چطوری بوده که در دوران جنگ صف کنکور طولانی تر از صف اعزام به جنگ بوده است ، یعنی عده ای باید می رفتند اقلیتی کشته می شدند، رو مین می رفتند تا عده ای دیگر بروند درس بخوانند، حالا که برگشتند باید نگاه تبعیض آمیز نسبت به آنها باشد. ما تبعیض را تازه از این ور می بينیم شما الان وضعیت زندگی جانبازان خانواده های شهداو بچه های شهدا را ببینید یعنی اگر پدر و مادر شهیدی پسر بزرگش زنده بود مشكلات اين چنيني داشت یا کسی به دادش میرسید یا موارد دیگر که من نمی خواهم بگویم حتی حفظ حرمتی که نسبت به ایثارگران می شود در همه جای
دنیا به مراتب بهتر از جامعه ی ماست من خیلی از کشورها رفتم دیدم که به نوعی درگیر جنگ بودند آلمان بروید نگاه کنید یک سری امتیازاتی که حتی بار مالی ندارد فقط ارزش گذاری معنوي است یک صندلی هست می گویند اگر جانبازی آمد بگذارید او بنشیند یا جانباز یا پیرمرد یا پیرزن یا زن حامله اگر بیایند خودشان پا مي شوند اینکه بخشنامه کنند این را فرهنگ کردند همین الان در مسکو یک مقبره سرباز گمنام است دخترها و پسرها و زوج های جوان هنگام ازدواج اول مي روند کنار آنجا ادای احترام می کنند، شما بر عکسش کردید از روز اول آمدید عکس شهدا را از در و دیوار پاك کردید و به جایش سامسونگ و گلدستون و سونی را زديد و گفتيد ما می خواهیم مردم شاداب باشند استفتاء کردید این عکس ها باعث تصادف می شوند اینها را پاک کنیم و بعد به جایش آورديد چیزهای دیگری گذاشتید، چطورالان مردم تصادف نمی کنند!؟ فقط با عکس شهدا تصادف می کنند یا اسم خیابان ها را عوض کردند اینها حرف هایی بود که من مي زدم یعنی 20 سال پیش سال 68تا71 که من آن نشریات شلمچه و... را راه اندازی کردم کسی این حرف ها را نمی زد سررسید یادمان شهدا،پوسترها،خيلي از بچه ها شهدا را از كاغذ كاهي هاي شلمچه مي شناسند نظام بابت این کارهاش هزينه نمي كرد به هر حال دوره ای بود که برای تثبیت نام و برای اینکه بجنگیم تا حتی عکس شهیدامون را پاک نکنند آن کارها را می کردیم ولی بعد از آن رفتيم سراغ آرمان ها، در جبهه یا صبح حتی فقر و فحشا اینها دفاع از آرمان های شهدا بود.
مشق عشق: به نمایندگي از بچه های شاهد این حرفها را زديم بچه های شاهد الان در دانشگاه ها زجر می كشند حتی در دانشگاه شاهد!
ده نمکی: من خودم به عنوان یک ایثارگر ، هم جانباز ، هم رزمنده از سهمیه استفاده نکردم رفتم دانشگاه آزاد درس خواندم که یک روزی به من این حرف ها را نزنند چون می دانستم این تبلیغات و نوع کار تبلیغاتی که اینها می کنند به نوعی صدقه تصویری است که می خواهند به ما بدهند مثل تلویزیون که شوهایی را اجرا می کند همه جمع می شوند کمک می کنند به یک کسی،غروری را که ما این سال ها حفظ کرده بودیم می شکند، گرچه حقشان می دانم من برای این سهمیه رزمندگان در دانشگاه ها آن موقع که کسی کار نمی کرد من طومار جمع می کردم تو مجتمع های رزمندگان که قانون ظالمانه ای که تصویب شده بود 80 درصد حداقل نمره طومار چندین هزار نفره جمع کرده بودم ولی خودم رفتم دانشگاه آزاد که نگویند از این سهمیه استفاده می کند.
مشق عشق: شما نمی خواهید راجع به آرمان های فرزندان شهدا فیلم بسازید؟
ده نمکی: چرا انشاء الله ، در اخراجی های 3،اگر ساختم مربوط به دوران بعد از جنگ است شاید این چیزها راديديم الان نمی توانم بگويم چون بعدا نمی گذارند فعلا در همین گام اول شما می بینید چه موانعی ایجاد شده، چرا انشاء الله باید یک جوری بپردازیم .
مشق عشق: آقای ده نمکی دیدار مقام معظم رهبری بوديم اواخر ماه رمضان امسال ایشان فرمودند که دانشجو باید مطالبه کند از آن روز بايد ترسید که دانشجو مطالبه نکند، من این مطالبه را در نقد می بینم و زبان شما هم نقد است مخصوصا در فقر وفحشا به نظر شما در کشور ما اجازه انتقاد میدهند ؟
ده نمکی: انتقاد اجازه دادنی نیست یعنی شما نباید منتظر اجازه باشید شما باید حرفتان را بزنید مثل یک مبارزه است، جنگی که تمام نشدنی است به تعبیر امام، خوب برای آنکه تمام نشده این جنگ هزینه دارد شما ممکن است پایت روی مین برود، ترکش بخورید، ممکنه اسیر شوید، اگر کسی با این باور آمد در وادی مبارزه آن وقت باید منتظر هر چیزی باشد، سخت تر هم است در این جنگ آبرویت را می برند از رفقای خودت گرفته تا دستگاه ها و ادارات و دولت و نهادها یعنی همه جور مورد اتهام هستی، به خاطر این کاری که می کنی کسی برایت دست نمی زند تشویقت نمی کند.
شما فکر کنيد حجم کاری که مادر شلمچه، جبهه و صبح کردیم یادر مستند کردیم من بار ها و بارها این پله های دادگاه ها را بالا و پایین رفتم برای چی؟ برای اینکه حرف همین آرمان ها را زدم، کسی تشویق کرده؟ نه، تنبیه شدیم، توبیخ شدیم ولی تشویق نشدیم هیچ وقت
مشق عشق: یعنی ما در برابر نقد جهان سومی عمل می کنیم؟
ده نمکی: نه بحث جهان سوم نیست،در همه جاي دنياهست،طبیعت قدرت مقاومت در برابر انتقاداست.
مشق عشق: حکومت ما اسلامی است،اسلام به ما می گوید نقد کنید اما چقدر به نقد اجازه می دهيم؟
ده نمکی: باشه، خوب جامعه آرمان اسلامی که هیچ وقت محقق نشده است و کسی هم مدعی اش نیست.
مشق عشق: درسته ولی مردم همین سوال را دارند کجاست آن آرمان های دوران جنگ؟
ده نمکی: البته باید نیمه پر لیوان را هم دید اتفاقا نقد آدابی دارد که نباید همیشه نیمه خالی لیوان را دید، همین انگیزه نباید در مردم ایجاد شود، آیا هیچ کاری انجام نشده یا ما ایرادهارا می گیریم که درست شود، این زبانی است که ما به عنوان مدافعین انقلاب باید اتخاذ کنیم بر خلاف کسانی که فقط دنبال معایب هستند تا انقلاب را بکوبند.
مشق عشق:ما دنبال نفی نیستیم، نقد را داریم نفی را نه
ده نمکی: زبان ما هم باید زبانی باشد که این را نرساند شما مثلا در فقر و فحشا می بینید در کنار همه ی این عیب هایی که می گیرد با سرودش با حماسه آفرینی اش مردم را به نوعی مبارزه علیه این بی عدالتی ها در مسیر آن شعارهای انقلاب فرا می خواند تیترها وروزنامه هایی که می آیند و می روندبنابراين نقد نباید تبدیل به ضد خودش شود.
مشق عشق: برگردیم به فیلم اخراجی ها شما دراين فيلم از عوامل حرفه ای استفاده کردید بازیگران شما همه حرفه ای بودند بر عکس بعضی از کارگردان ها که با نابازیگران به کار می کنند، شما برای جذب مخاطب این کاررا کردید یا؟
ده نمکی:آقای مجیدی و اینها هم از نابازیگر استفاده نمی کنند امثال آقای پرستویی وغیره .
مشق عشق: جدیدا این کار را کرده اند قبلي ها مثل بچه های آسمان، رنگ خدا وغیره
ده نمکی: فرق می کند، موضوع با موضوع فرق می کند چه آنها هم در فیلم های قبلي شان از هنرپیشه های معروف استفاده کردند، هم حاتمی کیا، هم مجیدی و هم تبریزی همه استفاده کردند. منتهی به هر حال توی سینما کارکردن با بازیگران حرفه ای خیلی سخت است آن هم با این تعداد، هر کدام از اینها برای خودشان یک پروژه هستند، آن هم برای کار اول یک کارگردان که سخت ترهم می شود اخراجی ها خیلی کار مشکلی بود به هر حال این تجربه اول بود و به نظر من کارگردانی سینما یعنی همین : چیدمان بهترین عوامل در کنار هم تا بتوانند یک فیلم را موفق در بیاورند .
مشق عشق:آقای ده نمکی مهمترین مسئله ای که می خواهید در آینده به آن بپردازید چیست؟
ده نمکی: عدالت، عدالت طلبی را مهمترین دغدغه ام می دانم تا انشاءالله محقق شود.
مشق عشق:این عدالت راچگونه تعريف مي كنيد؟
ده نمکی: جامع است، عدالت فقط اقتصادی نیست بلکه همه ابعاد را در بر دارد از جمله: سیاسی، اجتماعی و فرهنگی.
مشق عشق: ما در علوم اجتماعی تعریفی از عدالت داریم که می گوید حداقل مردم از حداقل امکانات برخوردار شوند شما چون دیدتان معناگرایي است ایده آلیستی هست در کنارش هم اگر نگاه کنید معنویت هم جزء عدالت هست؟
ده نمکی: آزادی ذیل عدالت است، اگر عدالت در تمامی شئون اش محقق شود هم مردم به حداقل امکانات میرسند، هم آن کسی که گفتمان آزادی خواهی دارد به آزادی اش می رسد، هم در توسعه سیاسی مردم به مشارکتشان می رسند، در همه ابعاد
مشق عشق:آقای ده نمکی شما از مسائل سیاسی شروع کردید بعدآمديد به سمت مسائل فرهنگی آیا خودتان قبول دارید؟
ده نمکی: خوب فرق می کند آن موقع در سال 76 در نشریه شلمچه تیترم این بود: "ریئس جمهورآينده از چندتا بنز بیت المال"،الان 86 هستیم الان 10 سال گذشته این شده گفتمان غالب جامعه قبول ندارید این را، آن موقع به من می گفتند افراطی، من سال 78 تیتر زدم " نه چپ نه راست "گفتم هر دو جناح سیاسی هم نوع طرح مطالباتشان هم ساختارشان سنتی است به گونه ای که دیگر جواب نمی دهد شما چند سال بعد مي بیند زایش نیروهای جدیدرا ، حتی حاضر نیستند اسم های قدیمی رویشان باشند اسم هایشان راهم عوض می کنند این یعنی جریان سازی این یعنی مرد زمان خویش بودن خیلی از اتفاقات که شما می گویید چند سال بعد می افتد و نشان میدهد که جامعه عقب تر داره حرکت می کند.
مشق عشق: به مسائل فرهنگی چقدر می خواهید بپردازید؟ مسائل فرهنگی الان دغدغه شده مثلا میگویند چرا دولت بودجه مسائل فرهنگی را کاهش داده است از آن طرف می گویند مسائل فرهنگی باید خود به خود بوجود آید، الان از برنامه های فرهنگی آن طور که باید استقبال نمی شود؟
ده نمکی: چون زبانش زبان نسل جدید نیست، تغییر نمی کند ، تکرار می شود، نوآوری در آن نیست این احتیاج به انتقاد دارد یک بار دیگر هم گفتم حضرت علی می گوید: وظیفه حکومت سه چیز است: عمران بلاد، اصلاح نفوس، حفظ صغور، امنیت ، تربیت ، سازندگی یا کار، اگر اینها متوازن باشد هیچ چیز خود به خود به جود نمی آید حکومت باید اینها را ایجاد کند، بعداز بين همه اینها می گوید حکومت برای من از لنگه کفشی بی ارزش تر است مگر اینکه حق مظلوم از ظالم را بگیرم، یعنی عدالت، همه اینها ذیل عدالت است.
مشق عشق: شما یک جایی اشاره كرده بودید به سخن معروف شهید باکری که بعد از جنگ رزمنده ها را به سه گروه تقسیم کرد شما به گروه چهارم هم اعتقاد دارید؟
مشق عشق: آره من به گروه چهارمی هم اعتقاد دارم یعنی فقط دق نمی کنند سه دسته را همه می شناسند من دسته چهارم را که در اندیشه امام هست می گوید،" برای اینها جنگ تمام نشده است مرز و جغرافیا نمی شناسند "، "جنگ ما جنگ حق و باطل است و تمام شدنی نیست"، این آدم ها با وضع موجود مبارزه می کنند.
مشق عشق: شما از نشریه شروع کردید به مستند سازی رسیدیدو مستندهای شما پر بیننده تر از بعضی فیلم های سینمایی بود بعد آمدید سینما و اخراجی ها را ساختید الان چه جور شده که می خواهید برگردید به گام اول؟
ده نمکی: من ترکم و غیر قابل پیش بینی البته من همزمان در سه جبهه کار می کنم: کتاب، سینما و مطبوعات.
مشق عشق: خیلی ممنون از اینکه وقتتان را در اختیار ما قرار دادید، می خواهیم از شما قول بگیریم که در یک فرصت مناسب به دانشگاه شاهد تشریف بیاورید .
خواهش می کنم ، چشم انشاءالله .
مشق عشق براي آقاي مسعود ده نمكي بهترين ها را آرزو مي كند



